روز خبرنگار شبیه تمام مناسبتهای تقویم، برای توجهِ یک روزه به این شغل و تکرار تبریکها و بعضا مراسمهای کم رنگ شده برای تجلیل از اهالی شاغل در این حرفه است.
نه برای تبریکهای تکراری، نه برای متنهای کلیشهای که هر سال در چنین روزی نوشته و خوانده میشوند و فردای آن، همه چیز به دست فراموشی سپرده میشود. نه برای وعدههایی که سالهاست میان کلمات ماندهاند و هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفتهاند.
چیزی به فرا رسیدن هفدهم مرداد سالروز شهادت محمود صارمی روز خبرنگار نمانده است این روزها یک سؤال در ذهنم پررنگتر از همیشه تکرار میشود آیا ما فقط نام این روز را حفظ کردهایم یا شأن خبرنگاری هم حفظ شده است ؟
روز خبرنگار، بیش از آنکه فرصتی برای گرامیداشتِ یک «شغل» باشد، مجالی برای تأمل در «هویت» و «مسئولیت» است؛ هویتی که در تلاقی میان منافع عمومی، محدودیتهای ساختاری و افسونِ سرعت، معنا مییابد.
در جهان امروز، قدرت کشورها تنها با شاخصهای نظامی، اقتصادی یا فناورانه سنجیده نمیشود؛ بلکه توانایی آنها در روایت حقیقت، اقناع افکار عمومی و مدیریت فضای ادراکی جامعه نیز به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، خبرنگاران و فعالان رسانهای تنها راویان رویدادها نیستند، بلکه از مهمترین بازیگران میدان جنگ شناختی و نبرد روایتها به شمار میروند.
هر سال که به ۱۷ مرداد نزدیک میشویم، انگار عقربههای ساعت روی تقویم، با شتاب بیشتری میچرخند. برای خیلی از ما، این روزها حکم شمارش معکوس برای باز شدنِ یک گاوصندوق بزرگ را دارد؛ گاوصندوقی که سالهاست با هزار امید و آرزو، رمزهایش را حفظ کردهایم، برایش عرق ریختهایم و تصور میکنیم با باز شدنِ درب سنگینش، قرار است زندگی، معیشت و جایگاه حرفهایمان «از این رو به آن رو» شود.
اربعین حسینی امسال، بیش از هر زمان دیگری، صحنه روایت مردمانی است که پس از روزهایی پرالتهاب و دشوار، با دلی آکنده از اندوه و امید، بار دیگر در مسیر کربلا گام نهادهاند؛ مسیری که برای میلیونها زائر، تنها یک سفر زیارتی نیست، بلکه تجدید عهدی با آرمانهای عاشورا، فرهنگ ایثار، مقاومت و آزادگی به شمار میرود.
میناب امروز دوباره عزادار شد؛ نه برای وداعی تازه، بلکه برای بدرقه ۶۲ قطعه از پیکر پاک دانشآموزانی که روزی با رؤیای درس، آینده و زندگی راهی مدرسه شدند و اکنون، پس از گذشت زمان، تنها نشانی از آنان بر دوش مردم این شهر تشییع شد.
رسانه، تنها محل انتشار خبر نیست؛ آیینهای است که رنج، امید، مطالبه و دغدغههای مردم را بازتاب میدهد. این روزها اما هر بار که پیامهای رسیده به کانال رسمی «خبرفردیس» را مرور میکنم، بیش از آنکه با خبرهای امیدبخش روبهرو شوم، با روایتهایی تلخ از قطعیهای مکرر برق و آب مواجه میشوم؛ روایتهایی که هر کدام بخشی از زندگی مردم را به تصویر میکشند.
در تاریخ مدیریت شهری، نام برخی مدیران نه با هیاهوی سیاسی، بلکه با کارنامه، منش و اعتماد عمومی ماندگار میشود. زندهیاد محمود دادگو از همین جنس مدیران بود؛ مدیری که اصالت را نه در ادعا، بلکه در رفتار، اخلاق و شیوه مدیریتش معنا کرد و سالها با رویکردی مبتنی بر عقلانیت، انصاف و مردمداری در مسیر توسعه کرج گام برداشت.