کدخبر: 18284 چهارشنبه، 28 مرداد 1405 - 16:35 18284 پرینت خبر
دکتر علی نوروزی؛

ورزش؛ خاکریز وجدان بشری در برابر جنگ

image

در جهانی که هر روز بیش از پیش زیر سایه جنگ، تروریسم، اشغالگری و سیاست‌های تجاوزکارانه قرار می‌گیرد، ورزش دیگر فقط عرصه رقابت و سرگرمی نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین میدان‌های دفاع از کرامت انسانی، گفت‌وگوی ملت‌ها و ترویج صلح جهانی بدل شده است.

به گزارش روشنای راه، امروز و به‌ویژه پس از حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به ایران، این پرسش با جدیت بیشتری مطرح است که نهادهای ورزشی، ورزشکاران، فدراسیون‌ها، باشگاه‌ها و کمیته بین‌المللی المپیک تا چه اندازه به مسئولیت تاریخی و اجتماعی خود در برابر خشونت، جنگ و بی‌عدالتی عمل می‌کنند؟ اگر ورزش را زبان مشترک ملت‌ها بدانیم، این زبان در روزگار جنگ باید بلندتر، مسئولانه‌تر و صریح‌تر از همیشه از صلح سخن بگوید.


ورزش و رسالت صلح؛ وقتی سکوت، نقض عدالت است

ورزش در جهان معاصر، دیگر تنها به کسب رکورد، افتخار و مدال محدود نیست. ورزش یک نهاد اجتماعی، فرهنگی و تمدنی است که می‌تواند در شکل‌دهی به افکار عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی، کاهش تنش‌های بین‌المللی و گسترش همبستگی انسانی نقشی تعیین‌کننده ایفا نماید. به همین دلیل، هرجا سخن از صلح جهانی، مقابله با خشونت و دفاع از حقوق ملت‌ها به میان می‌آید، نمی‌توان از نقش ورزش غافل شد.

در حقیقت، ورزش از معدود حوزه‌هایی است که هنوز قدرت آن را دارد تا انسان‌ها را با وجود همه تفاوت‌های قومی، زبانی، دینی و سیاسی، بر محور قواعد مشترک، احترام متقابل و رقابت منصفانه کنار هم قرار دهد. این ویژگی منحصر به‌فرد، ورزش را به «زبان مشترک صلح» تبدیل کرده است؛ زبانی که اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند حتی در تیره‌ترین روزهای تاریخ، حامل پیام همزیستی، تفاهم و امید باشد.

جنگ، فقط مرزها و زیرساخت‌ها را ویران نمی‌کند؛ جنگ روح ملت‌ها را هدف قرار می‌دهد، امید اجتماعی را تضعیف می‌کند، نسل جوان را از آینده‌ای امن محروم می‌سازد و بنیان‌های فرهنگی و انسانی جوامع را در معرض فرسایش قرار می‌دهد. در چنین وضعیتی، ورزش نمی‌تواند به بهانه بی‌طرفی، به سکوت پناه ببرد.

پس از حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، بار دیگر این واقعیت آشکار شد که جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند در برابر چرخه خشونت، صدای صلح و عدالت را تقویت کنند. در این میان، ورزش نه تنها یک ظرفیت نمادین، بلکه یک ابزار مؤثر اجتماعی و بین‌المللی است. سکوت نهادهای ورزشی در برابر تجاوز و خشونت، به معنای بی‌اثر شدن ادعاهای آنان درباره صلح، عدالت و کرامت انسانی است.

اگر ورزش قرار است حامل ارزش‌های اخلاقی باشد، این ارزش‌ها باید در لحظات بحرانی معنا پیدا کنند، نه فقط در مراسم افتتاحیه و اختتامیه مسابقات. صلح، زمانی معتبر است که در برابر جنگ موضع بگیرد؛ عدالت، زمانی ارزشمند است که در برابر تجاوز خاموش نماند.


فراتر از مدال؛ مسئولیت اخلاقی ورزشکاران در جهان پرآشوب

ورزشکاران در جهان امروز تنها قهرمانان عرصه رقابت نیستند؛ آنان صاحبان سرمایه اجتماعی، الگوهای فرهنگی و چهره‌هایی تأثیرگذار در شکل‌دهی به افکار عمومی‌اند. میلیون‌ها نوجوان و جوان، سبک زندگی، گفتار، مواضع و واکنش‌های آنان را دنبال می‌کنند. از همین‌رو، مسئولیت ورزشکاران تنها به عملکرد فنی‌شان در میدان محدود نمی‌شود.

ورزشکار مسئول، ورزشکاری است که در برابر درد انسان‌ها بی‌تفاوت نباشد؛ در برابر جنگ، اشغال، تروریسم، تبعیض و خشونت سکوت نکند و از اعتبار اجتماعی خود برای دفاع از ارزش‌های انسانی بهره بگیرد. جهان ورزش در طول تاریخ، بارها شاهد چهره‌هایی بوده که فراتر از مدال و افتخار، به نمادهای اخلاق، اعتراض مدنی و مسئولیت انسانی و اجتماعی تبدیل شده‌اند.

امروز نیز جامعه جهانی از ورزشکاران انتظار دارد که در برابر فجایع انسانی، تجاوز به ملت‌ها و سیاست‌های جنگ‌افروزانه، تنها تماشاگر نباشند. این به معنای ورود هیجانی و بی‌ضابطه به منازعات سیاسی نیست، بلکه به معنای وفاداری به وجدان انسانی و اصول اخلاقی ورزش است. سکوت در برابر خشونت، همیشه بی‌طرفی نیست؛ گاه نوعی انفعال در برابر بی‌عدالتی است.


دیپلماسی توپ و تور؛ از بی‌طرفی منفعل تا مسئولیت اجتماعی فدراسیون‌ها

باشگاه‌ها و فدراسیون‌های ورزشی را نباید صرفاً نهادهایی برای برگزاری مسابقه، استعدادیابی یا مدیریت قهرمانی دانست. این نهادها در واقع مراکز تولید فرهنگ، هویت، الگو و معنا در جوامع هستند. می توان باشگاه را مدرسه مسئولیت‌پذیری اجتماعی و فدراسیون ها را معمار جهت‌گیری فرهنگی و اخلاقی ورزش یک کشور و حتی بخشی از نظام بین‌الملل ورزشی تعریف نمود.

در دورانی که جنگ، ناامنی و تروریسم جهانی، حیات ملت‌ها را تهدید می‌کند، باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها وظیفه دارند از ظرفیت فرهنگی و رسانه‌ای خود برای ترویج صلح، همدلی، احترام متقابل و مقابله با نفرت‌پراکنی استفاده کنند. آن‌ها باید از جایگاه خود برای دفاع از قربانیان جنگ، حمایت از صلح‌طلبی و جلوگیری از عادی‌سازی خشونت بهره بگیرند.

بی‌تردید، نهادهای ورزشی اگر در بزنگاه‌های تاریخی صرفاً به صدور پیام‌های کلیشه‌ای بسنده کنند، بخش مهمی از مشروعیت اخلاقی خود را از دست خواهند داد. وظیفه باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها فقط اداره ورزش نیست؛ آنان مسئول پاسداری از روح ورزش نیز هستند.


کمیته بین‌المللی المپیک در آزمون اخلاق جهانی

کمیته بین‌المللی المپیک همواره خود را پرچمدار صلح، دوستی و همبستگی ملت‌ها معرفی کرده است. اما پرسش تعیین‌کننده اینجاست که این نهاد جهانی در برابر تجاوز، اشغال، تروریسم و جنگ‌افروزی چه موضعی اتخاذ می‌کند؟ آیا می‌توان از صلح سخن گفت، اما در برابر نقض آشکار آن سکوت کرد؟

بی‌طرفی در ورزش، اگر به معنای چشم‌پوشی از جنایت، تجاوز و خشونت ساختاری باشد، دیگر یک فضیلت نیست؛ بلکه نوعی عقب‌نشینی اخلاقی است. کمیته بین‌المللی المپیک و سایر نهادهای کلان ورزشی باید نشان دهند که اصول اعلامی‌شان، صرفاً عباراتی تشریفاتی در اسناد رسمی نیست، بلکه مبنای تصمیم‌گیری و کنش آنان در بزنگاه‌های واقعی است.

اگر المپیک نماد وحدت بشری است، این وحدت نمی‌تواند نسبت به رنج ملت‌ها بی‌اعتنا باشد. نهادهای بین‌المللی ورزشی باید در برابر حمله به کشورها، تخریب زیرساخت‌های ورزشی، تهدید جان ورزشکاران و سلب امنیت از ملت‌ها واکنش‌هایی متناسب، عادلانه و مبتنی بر اصول انسانی از خود نشان دهند.


از تئوری جامعه‌شناسی تا مدیریت راهبردی؛ مهندسی ورزش صلح‌محور

در بررسی نسبت ورزش و صلح جهانی، نقش جامعه‌شناسان ورزش و مدیران ورزشی اهمیتی اساسی دارد. جامعه‌شناسان می‌توانند نشان دهند که ورزش چگونه در عین برخورداری از ظرفیت‌های عظیم برای گفت‌وگو و همبستگی، گاه ممکن است تحت تأثیر ساختارهای قدرت، رسانه و سیاست، به ابزاری برای حذف، تبعیض یا مشروعیت‌بخشی به نابرابری تبدیل شود.

از سوی دیگر، مدیران ورزشی باید از سطح مدیریت روزمره رقابت‌ها و بودجه‌ها فراتر بروند و با نگاهی راهبردی، ورزش را در خدمت منافع اجتماعی، امنیت روانی جامعه و دیپلماسی عمومی قرار دهند. امروزه مدیریت ورزش، بدون شناخت عمیق از تحولات اجتماعی و بین‌المللی، کارایی لازم را نخواهد داشت. مدیر ورزشی موفق، کسی است که بداند چگونه می‌توان از ظرفیت مسابقات، رویدادها، چهره‌ها و رسانه‌های ورزشی برای ترویج صلح، انسجام ملی و همبستگی جهانی استفاده کرد.

هم جامعه‌شناسان و هم مدیران ورزشی، در طراحی الگوهای نوین سیاستگذاری برای ورزش صلح‌محور نقشی کلیدی دارند. آنان می‌توانند میان دانش، اخلاق، حکمرانی و دیپلماسی ورزشی پیوندی اساسی برقرار کنند.


سوت پایان تجاوز؛ بازگشت ورزش به مدار اخلاق و صلح جهانی

یکی از چالش‌های مهم نظام بین‌الملل ورزشی، استانداردهای دوگانه در اجرای قوانین و مقررات است. در بسیاری از موارد، نهادهای ورزشی جهانی در برابر برخی کشورها سختگیرانه و در برابر برخی دیگر کاملاً محافظه‌کارانه رفتار می‌کنند. (نمونه بارز آن سیاست دوگانه در برخورد با روسیه و رژیم صهیونیستی) این رویکرد دوگانه، هم اعتبار اخلاقی ورزش را مخدوش می‌کند و هم امکان بهره‌گیری از آن برای توسعه صلح را کاهش می‌دهد.

اگر سیاستگذاری ورزشی قرار است در خدمت صلح جهانی باشد، باید بر عدالت، شفافیت، عدم تبعیض و پاسخگویی استوار شود. قوانین بین‌المللی ورزشی باید به‌گونه‌ای تدوین و اجرا شوند که هیچ کشوری نتواند با اتکا به قدرت سیاسی یا رسانه‌ای، از پاسخگویی درباره رفتارهای ضدصلح خود بگریزد.

جهان امروز بیش از همیشه به نوعی حکمرانی ورزشی نیاز دارد که در آن، اصول انسانی و اخلاقی بر ملاحظات قدرت‌محور غلبه داشته باشد. تا زمانی که عدالت در اجرای مقررات برقرار نشود، ادعای برقراری و توسعه صلح از طریق ورزش نیز ناقص و کم‌اثر خواهد بود.


ورزش در عصر تخاصم؛ مرز باریک میان تحریم عادلانه و استاندارد دوگانه

یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در ورزش بین‌الملل، مسئله تحریم یا حذف کشورها و رژیم‌های متخاصم از رقابت‌های ورزشی است. این مسئله را نمی‌توان با ساده‌سازی یا شعار تحلیل کرد. از یک سو، ورزش باید تا حد امکان از سیاسی‌کاری مصون بماند؛ اما از سوی دیگر، نمی‌توان پذیرفت که کشور یا رژیمی با کارنامه آشکار جنگ‌افروزی، اشغالگری یا تروریسم، بدون هیچ هزینه اخلاقی و حقوقی در صحنه جهانی ورزش حضور داشته باشد و از مزایای نمادین آن بهره ببرد.

تحریم ورزشی، اگر بر مبنای معیارهای روشن، مستند و عادلانه اعمال شود، می‌تواند ابزاری برای اعلام مخالفت جامعه جهانی با تجاوز و خشونت باشد. این اقدام در ذات خود، بیش از آنکه انتقام‌جویانه باشد، باید بازدارنده، هنجارساز و پیام‌آور مسئولیت بین‌المللی تلقی شود.

با این حال، آنچه بیش از اصل تحریم اهمیت دارد، نحوه اجرای آن است. اگر این ابزار به‌صورت گزینشی، سیاسی و دوگانه به کار گرفته شود، نه تنها صلح را تقویت نمی‌کند، بلکه بی‌اعتمادی جهانی را افزایش خواهد داد. بنابراین، ضرورت دارد تحریم یا تعلیق ورزشی کشورها، ذیل سازوکارهای شفاف حقوقی و اخلاقی و با معیارهایی یکسان برای همه بازیگران بین‌المللی تعریف شود.


همبستگی جهانی علیه جنگ و تروریسم؛ رسالتی فراتر از جغرافیا

ورزش از معدود فضاهایی است که می‌تواند ملت‌ها را در سطحی فراتر از مرزهای سیاسی و اختلافات رسمی به یکدیگر نزدیک کند. وقتی تیم‌ها و ورزشکاران از کشورهای مختلف در یک رقابت کنار هم قرار می‌گیرند، این فقط یک رویداد فنی نیست؛ بلکه یک امکان اجتماعی برای گفت‌وگو، درک متقابل و تقویت همبستگی جهانی است.

در جهانی که تروریسم و جنگ، امنیت روانی، اجتماعی و انسانی ملت‌ها را تهدید می‌کند، این همبستگی باید از سطح شعار فراتر رود. جامعه ورزشی جهان می‌تواند و باید در کنار ملت‌هایی بایستد که قربانی تجاوز، خشونت و بی‌ثبات‌سازی هستند. این همراهی می‌تواند در قالب بیانیه‌های مسئولانه، اقدامات نمادین، ابتکارات فرهنگی، رویدادهای صلح‌محور و فشار بر نهادهای تصمیم‌گیر بین‌المللی نمود پیدا کند.

ورزش زمانی به رسالت جهانی خود نزدیک می‌شود که پیروزی را فقط در شکست رقیب نبیند، بلکه آن را در شکست نفرت، جنگ و تروریسم تعریف کند.


ورزش؛ زبان مشترکی که باید از صلح با صدای بلند سخن بگوید

اینکه گفته می‌شود «ورزش زبان مشترک صلح است»، یک تعبیر شاعرانه یا تبلیغاتی صرف نیست؛ بلکه واقعیتی اجتماعی و تمدنی است. ورزش زبانی است که بدون نیاز به ترجمه، پیام احترام، قانون، رقابت منصفانه، تاب‌آوری و همزیستی را منتقل می‌کند. اما این زبان، هنگامی معتبر و اثرگذار است که در لحظات بحرانی خاموش نشود.

امروز جهان در وضعیتی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به بازتعریف رسالت ورزش نیاز دارد. اگر ورزش به‌راستی می‌خواهد در ساختن جهانی امن‌تر، انسانی‌تر و عادلانه‌تر نقش ایفا کند، باید از پوسته تشریفاتی صلح خارج شود و به یک نیروی فعال اخلاقی و اجتماعی بدل گردد. این امر مستلزم آن است که ورزشکاران، باشگاه‌ها، فدراسیون‌ها، مدیران ورزشی، جامعه‌شناسان و نهادهای بین‌المللی، همگی مسئولیت خود را در قبال جنگ، تجاوز و تروریسم به رسمیت بشناسند.


ورزش بر سر دوراهی تاریخی: نمایش بی‌تفاوتی یا پرچمداری صلح و عدالت

ورزش امروز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد: یا در سطح سرگرمی، تجارت و نمایش باقی بماند، یا به یک سرمایه بزرگ جهانی برای صلح، عدالت و کرامت انسانی تبدیل شود. در جهانی که تجاوز، تروریسم و خشونت، امنیت ملت‌ها را تهدید می‌کند، نقش ورزش در دفاع از صلح جهانی دیگر یک انتخاب فرعی نیست؛ بلکه یک ضرورت تمدنی است.

پس از حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، بیش از گذشته روشن شده است که سکوت در برابر جنگ، نه با روح ورزش سازگار است و نه با رسالت نهادهای بین‌المللی. ورزشکاران، فدراسیون‌ها، باشگاه‌ها، مدیران ورزشی، جامعه‌شناسان و کمیته بین‌المللی المپیک، همگی باید در قبال آینده صلح جهانی احساس مسئولیت کنند.

ورزش می‌تواند میدان رقابت بماند، اما باید همزمان میدان انسانیت نیز باشد. می‌تواند آوردگاه افتخار باشد، اما باید در عین حال، تریبون عدالت و همبستگی نیز باقی بماند. اگر جهان امروز به زبانی مشترک برای دعوت به صلح نیاز دارد، ورزش بی‌تردید یکی از رساترین این زبان‌هاست؛ زبانی که باید در برابر جنگ، با صدایی بلندتر از همیشه سخن بگوید.


نویسنده: دکتر علی نوروزی

آخرین اخبار
کانال رسمی سروش پلاس روشنای راه
پایگاه خبری شهروندالبرز
پایگاه خبری نوژان نیوز
مؤلف نیوز
پایگاه خبری ویدانیوز