به گزارش روشنای راه، اما آنچه امروز در رجاییشهر در حال رقم خوردن است، صرفاً تخریب چند دیوار بتنی نیست؛ ماجرا بزرگتر از این حرفهاست.
قرار است یک محدوده محصور، به ظرفیتی برای توسعه شهری، سرمایهگذاری، ایجاد فضای سبز، تقویت زیرساختهای آموزشی و تأمین منابع برای نوسازی زیرساختهای زندانها تبدیل شود؛ تغییری که اگر با سرعت و برنامهریزی پیش برود، میتواند یکی از مهمترین پروژههای بازآفرینی شهری البرز در سالهای اخیر باشد.
دیوارهایی که باید کنار بروند
رئیس سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور در نشست با استاندار البرز، صریحترین پیام را درباره آینده رجاییشهر مطرح کرد؛ هیچ مانع اداری و اجرایی نباید روند جمعآوری دیوارهای این مجموعه را متوقف کند.
حیدر آسیابی تأکید کرده است که عملیات تخریب دیوارها باید بهصورت سهشیفته و شبانهروزی ادامه پیدا کند و حتی مسائل قراردادی، مالی و اداری نیز نباید باعث ایجاد وقفه در اجرای این طرح شود.
این تأکید یک دلیل روشن دارد؛ تا زمانی که دیوارها پابرجا باشند، اراضی داخل این مجموعه برای سرمایهگذاران و متقاضیان، تصویری روشن و قابل دسترس ندارد.
زمین باید دیده شود، قطعهبندی آن مشخص باشد، حدود و دسترسیها روشن شود و هر قطعه، هویت و کاربری مشخص خود را پیدا کند.
به بیان سادهتر، برداشتن دیوار، مقدمه دیده شدن زمین است.
بیش از دو سال پس از تخلیه؛ حالا نوبت تعیین تکلیف است
زندان رجاییشهر بیش از دو سال است که تخلیه شده است. در این مدت، جلسات و پیگیریهای متعددی میان استانداری البرز، سازمان زندانها، دستگاههای مرتبط و مجموعه راه و شهرسازی انجام شده و موضوع کاربری و تفکیک اراضی نیز در مراجع ذیربط، از جمله شورای عالی شهرسازی و معماری، پیگیری و تعیین تکلیف شده است.
اکنون، به گفته استاندار البرز، باید از مرحله تصمیم و برنامه عبور کرد و وارد مرحله اجرا شد.
مجتبی عبداللهی تأکید دارد که دیوارهای پیرامونی باید هرچه سریعتر برچیده شوند تا اراضی مطابق نقشه تفکیکی، قطعهبندی و شمارهگذاری شده و وضعیت هر قطعه برای واگذاری و اجرای طرحهای پیشبینیشده شفاف شود.
این یعنی رجاییشهر دیگر قرار نیست صرفاً یک «زمین بزرگ آزادشده» باشد؛ بلکه قرار است مجموعهای از ظرفیتهای مشخص و برنامهریزیشده را در خود جای دهد.
زمینهایی که قرار است برای شهر کار کنند
مفهوم اصلی در آینده این اراضی، مولدسازی است؛ یعنی استفاده از یک دارایی بزرگ شهری برای خلق ارزش و تأمین منابع در بخشهایی که به آن نیاز وجود دارد.
استاندار البرز معتقد است ظرفیت این اراضی باید در جهت منافع عمومی، توسعه شهری و تأمین منابع برای نوسازی زیرساختهای سازمان زندانها مورد استفاده قرار گیرد.
این نگاه میتواند رجاییشهر را از یک پرونده صرفاً ملکی خارج کند و آن را به یک پروژه چندوجهی توسعهای تبدیل کند؛ پروژهای که در یک سوی آن سرمایهگذاری و ایجاد ارزش اقتصادی قرار دارد و در سوی دیگر، توسعه خدمات عمومی و شهری.
در واقع قرار نیست فقط «زمین واگذار شود»؛ قرار است زمین به فرصت تبدیل شود.
سهمی برای دانشگاه؛ سرمایهگذاری روی آینده
یکی از بخشهای قابل توجه برنامهریزی انجامشده برای این اراضی، اختصاص بخشی از سهم دولت در استان به دانشگاه فرهنگیان است.
این موضوع پیشتر مطرح و مورد توافق قرار گرفته و اکنون استاندار البرز بر ضرورت پیگیری جدی برای اجرایی شدن آن تأکید کرده است.
اگر این توافق به مرحله اجرا برسد، بخشی از اراضی رجاییشهر به زیرساختی اختصاص خواهد یافت که مستقیماً با آموزش و تربیت نیروی انسانی ارتباط دارد.
این بخش از طرح، معنای متفاوتی به مولدسازی میدهد؛ چراکه ارزش ایجادشده از یک ملک شهری میتواند بخشی از مسیر خود را به سمت آموزش، تربیت نیروی انسانی و آینده نظام تعلیم و تربیت طی کند.
سهم شهر؛ فضای سبز به جای دیوار
یکی دیگر از بخشهای مهم این طرح، سهم شهرداری از اراضی است.
استاندار البرز تأکید کرده است که پس از تخریب کامل دیوارها و مشخص شدن قطعات، بخش مربوط به شهرداری نیز باید تعیین تکلیف شود و طرحهایی همچون ایجاد فضای سبز و ارتقای کیفیت محیط شهری در آن اجرا شود.
این تصویر شاید یکی از امیدبخشترین بخشهای ماجرا باشد:
جایی که سالها دیوار، مرز و محدودیت را به شهر تحمیل کرده بود، میتواند در آینده بخشی از فضای عمومی، سبز و قابل استفاده شهر شود.
دیوار کمتر، شهر بیشتر.
این شاید سادهترین تعبیر برای بخشی از آینده رجاییشهر باشد.
رجاییشهر؛ الگویی برای زندانهای قدیمی کشور
اهمیت این پروژه تنها به کرج و البرز محدود نمیشود.
رئیس سازمان زندانها و استاندار البرز هر دو بر این نکته تأکید دارند که تعیین تکلیف اراضی زندان رجاییشهر میتواند به الگویی برای سایر استانها تبدیل شود.
منطق این الگو روشن است؛ زندانهایی که در طول سالهای گذشته در محدودههای شهری قرار گرفتهاند، در صورت انتقال به مکانهای مناسب، میتوانند زمین و املاک ارزشمندی را آزاد کنند.
این اراضی نیز در صورت برنامهریزی صحیح، میتوانند مولدسازی شوند و منابع حاصل از آنها برای ساخت و نوسازی زندانهای استاندارد اختصاص یابد.
به این ترتیب، یک جابهجایی صرفاً فیزیکی میتواند به چرخهای برای نوسازی، توسعه و بهبود زیرساختها تبدیل شود.
در نگاه نخست، شاید همه چیز به یک زمین بزرگ و دیوارهایی که باید تخریب شوند خلاصه شود؛ اما واقعیت این است که پشت این پروژه چند موضوع مهم همزمان قرار دارد:
اقتصاد، شهر، آموزش، فضای سبز، سرمایهگذاری و زیرساخت.
از یک سو، سازمان زندانها میتواند از محل مولدسازی منابعی برای توسعه و نوسازی زیرساختهای خود به دست آورد؛ از سوی دیگر، شهر میتواند از ظرفیت اراضی آزادشده برای توسعه خدمات و فضای عمومی استفاده کند.
دانشگاه فرهنگیان نیز میتواند از بخشی از ظرفیت پیشبینیشده بهرهمند شود و سرمایهگذاران نیز با روشن شدن وضعیت قطعات، امکان ورود شفافتر به فرآیند سرمایهگذاری را پیدا خواهند کرد.
بنابراین، آینده رجاییشهر را نمیتوان فقط با واژه «تخریب» توصیف کرد.
آنچه تخریب میشود، دیوار است؛ آنچه قرار است ساخته شود، فرصت است.
فرمان برای عبور از کاغذ به میدان
اکنون تقریباً همه اجزای اصلی این مسیر در حال شکلگیری است؛ مجموعه تخلیه شده، درباره کاربری و تفکیک اراضی اقدامات لازم انجام شده، دستگاههای مسئول پای کار هستند و مجری عملیات تخریب دیوارها نیز مشخص شده است.
حیدر آسیابی نیز بر اجرای سهشیفته عملیات تأکید کرده تا سرعت اجرای طرح افزایش یابد.
استاندار البرز نیز بر مشارکت مشخص دستگاههای اجرایی و تعیین تکلیف سریع بخشهای مختلف تأکید دارد.
بنابراین شاید مهمترین مرحله از اینجا به بعد، هماهنگی، سرعت و جلوگیری از بازگشت پروژه به چرخه طولانی مکاتبات و تشریفات باشد.
رجاییشهر اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم اجرایی نزدیک شده است: اینکه یک محدوده بزرگ شهری، از حالت بلااستفاده و محصور خارج شود و به بخشی از چرخه توسعه کرج بازگردد.
فردای رجاییشهر
تصویر آینده این محدوده میتواند متفاوت از گذشته باشد؛
جایی که به جای دیوارهای بلند، قطعات مشخص و قابل بهرهبرداری دیده میشوند؛ جایی که بخشی از زمینها در مسیر سرمایهگذاری قرار میگیرند، بخشی میتواند به زیرساخت آموزشی اختصاص یابد و بخشی دیگر در خدمت فضای سبز و ارتقای کیفیت محیط شهری قرار گیرد.
در سوی دیگر، منابع حاصل از مولدسازی میتواند به نوسازی و توسعه زیرساختهای سازمان زندانها کمک کند.
این یعنی یک دارایی شهری میتواند همزمان چند مسئله را هدف بگیرد.
رجاییشهر در نقطهای ایستاده که پایان یک کاربری، میتواند آغاز یک فصل تازه باشد.
فصلی که در آن، دیوارها کنار میروند، زمینها شفاف میشوند، سرمایهگذاری امکان ظهور پیدا میکند و بخشی از یک فضای محصور میتواند به ظرفیت عمومی شهر تبدیل شود.
اگر این مسیر با همان سرعتی که اکنون مورد تأکید مسئولان است ادامه پیدا کند، شاید چندی بعد وقتی از رجاییشهر سخن گفته میشود، دیگر نخستین تصویر ذهنی، دیوارهای بلند یک زندان نباشد؛ بلکه تصویر زمینی باشد که برای آینده کرج و البرز فرصت ساخته است.
رجاییشهر میتواند نمونهای روشن از این واقعیت باشد که گاهی برای ساختن آینده، نخست باید دیوارهای گذشته را برداشت.




