به گزارش روشنای راه، بر همین اساس، عملکرد پنجساله مجتبی عبداللهی، استاندار البرز، را میتوان از منظر یک «کارنامه توسعهای» مورد ارزیابی قرار داد؛ کارنامهای که بخش قابل توجهی از آن به حوزههایی اختصاص دارد که شاید آثارشان در کوتاهمدت به اندازه پروژههای افتتاحشده در معرض دید نباشد، اما پیامدهای آن در میانمدت و بلندمدت بر کیفیت زندگی مردم و آینده استان آشکار خواهد شد.
البرز طی این سالها در حوزههای مختلفی از جمله زیرساختهای عمرانی، راه و حملونقل، خدمات عمومی، انرژی، اقتصاد، صنعت، گردشگری، فرهنگ و امور اجتماعی شاهد اجرای طرحها و پروژههای متعدد بوده است. اهمیت این اقدامات صرفاً در تعداد پروژهها یا برگزاری مراسم افتتاح آنها خلاصه نمیشود؛ بلکه بخش مهمی از این طرحها، نیازهای زیرساختی استانی را هدف قرار دادهاند که به دلیل شرایط خاص جمعیتی، جغرافیایی و صنعتی، سالها با انباشت مسائل و مطالبات مواجه بوده است.
توسعه زیرساختی؛ یکی از محورهای اصلی کارنامه استان
یکی از ویژگیهای قابل توجه این دوره، تمرکز بر پروژههای بزرگ و زیرساختی است؛ طرحهایی که دامنه آثار آنها در مواردی از مرزهای استان فراتر میرود و با شبکه ملی حملونقل، انرژی، صنعت و اقتصاد کشور ارتباط پیدا میکند.
کسب رتبه نخست کشور در اجرای پروژههای عمرانی طی سه سال متوالی نیز زمانی معنای واقعی خود را پیدا میکند که در کنار میزان اعتبارات جذبشده، تعداد طرحهای اجراشده و حجم سرمایهگذاریها مورد بررسی قرار گیرد. چنین شاخصی را میتوان نشانهای از توان مجموعه اجرایی استان در تبدیل منابع به پروژه، پروژه به زیرساخت و زیرساخت به ظرفیت توسعه دانست.
در این میان، تلاش برای جذب منابعی فراتر از اعتبارات معمول استان نیز اهمیت ویژهای دارد. محدودیت منابع عمومی، واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت و در چنین شرایطی، توسعه نیازمند مدیریتی است که بتواند از ظرفیتهای ملی، منابع دستگاههای اجرایی، سرمایهگذاری بخش خصوصی و سایر مسیرهای تأمین مالی برای پیشبرد طرحها بهره بگیرد.
توسعه فقط در بتن و آسفالت خلاصه نمیشود
با این حال، سنجش توسعه یک استان تنها با تعداد پروژههای عمرانی و میزان سرمایهگذاریها کامل نمیشود. اگر قرار است البرز در سالهای آینده استانی با کیفیت زندگی بالاتر باشد، توسعه کالبدی باید همزمان با کاهش آسیبهای اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش نشاط عمومی، توسعه گردشگری، ارتقای زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی و توجه به امنیت دنبال شود.
بخشی از اقدامات انجامشده در این حوزهها شاید در مقایسه با یک پروژه بزرگ عمرانی کمتر در قاب رسانهها دیده شود، اما آثار آنها مستقیماً با زندگی روزمره مردم و کیفیت زیست اجتماعی ارتباط دارد.
از این منظر، باید از استاندار البرز و مجموعه مدیران، کارشناسان و نیروهایی که در این فرآیند نقش داشتهاند تقدیر کرد؛ نه صرفاً در قالب تعارفات اداری، بلکه با توجه به این واقعیت که اداره استانی پیچیده و پرمسئله مانند البرز، بدون کار کارشناسی، هماهنگی میان دستگاهها و پیگیری مستمر طرحها امکانپذیر نیست.
توسعه، میدان سهمخواهی نیست
در کنار این ارزیابی، یک نکته نیز نیازمند صراحت است؛ گاهی در فضای سیاسی و رسانهای، برخی تلاش میکنند بخشی از دستاوردهای یک مجموعه را به نام خود ثبت کنند؛ گویی پروژهای که ماهها یا حتی سالها برای تأمین اعتبار، دریافت مجوز، رفع موانع و اجرای آن پیگیری و جلسه برگزار شده، در زمان افتتاح ناگهان صاحب دیگری پیدا میکند.
شاید چنین رویکردی بتواند برای مدتی چند تیتر خبری ایجاد کند، اما با واقعیت فرآیندهای اجرایی کشور همخوانی ندارد.
از سوی دیگر، ممکن است برخی جریانها در ظاهر از دولت حمایت کنند، اما در عمل با کوچکنمایی دستاوردها، زیر سؤال بردن مدیران دولتی و ساختن دوگانههای مصنوعی، به تضعیف سرمایه اجتماعی دولت منجر شوند.
همراهی با دولت، با سهمخواهی از کارنامه دولت تفاوت دارد.
اگر پروژهای با استفاده از منابع ملی و استانی و با پیگیری استانداری، دستگاههای اجرایی و مجموعه مدیریتی استان به نتیجه رسیده است، نسبت دادن آن به مجموعهای دیگر، علاوه بر آنکه با اخلاق حرفهای و مدیریتی سازگار نیست، تصویری نادرست از فرآیند تصمیمگیری، تأمین اعتبار و اجرای پروژهها در افکار عمومی ایجاد میکند.
استانداری و شهرداری؛ دو مأموریت متفاوت
از سوی دیگر، مقایسه عملکرد استانداری با مدیریت شهری نیز بدون توجه به تفاوت ماهیت و مأموریت این دو نهاد، نمیتواند مبنای ارزیابی دقیقی باشد.
استانداری و شهرداری از نظر مأموریت، قلمرو فعالیت، اختیارات، منابع، ساختار حقوقی و سطح مسئولیت تفاوتهای اساسی دارند. شهرداری متولی اداره یک شهر است، در حالی که استانداری مسئول هماهنگی و راهبری مجموعهای از شهرستانها، دستگاههای اجرایی و سیاستهای توسعهای در سطح استان است و در بسیاری از حوزهها، نقش پیونددهنده استان با ساختار ملی دولت را برعهده دارد.
از این رو، مقایسه این دو مجموعه بدون در نظر گرفتن تفاوت مأموریتها، مانند مقایسه دو تیم ورزشی با زمین، قوانین و حتی نوع مسابقه متفاوت است و نمیتواند معیار منصفانهای برای داوری باشد.
البته شهرداریها نیز در فرآیند توسعه نقش مهمی دارند و عملکرد آنها باید مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد؛ اما خدمترسانی به مردم نباید با رقابت برای مصادره کارنامه دولت در هم آمیخته شود.
البرز به روایت دقیقتری از توسعه نیاز دارد
امروز البرز بیش از گذشته نیازمند یک «روایت دقیق از توسعه» است؛ روایتی که نه گرفتار بزرگنمایی و تعریفهای اغراقآمیز شود و نه تحت تأثیر رقابتهای سیاسی و رسانهای، دستاوردهای واقعی را نادیده بگیرد.
کارنامه پنجساله مدیریت مجتبی عبداللهی باید با شاخصهایی همچون تعداد و کیفیت پروژهها، میزان اعتبارات جذبشده، حجم سرمایهگذاری، اثرگذاری طرحها، اشتغال ایجادشده، توسعه زیرساختها، کیفیت خدمات و میزان رضایت مردم مورد سنجش قرار گیرد؛ نه صرفاً بر مبنای میزان دیدهشدن افراد در قاب مراسم افتتاحیهها.
در نهایت، توسعه صاحب شخصی ندارد؛ اما مسئولیت دارد، سند دارد و حافظه عمومی نیز آن را ثبت میکند.
شاید دقیقترین قضاوت درباره مدیران نیز نه آن چیزی باشد که خودشان درباره عملکردشان بیان میکنند و نه روایتی که منتقدان و رقبایشان ارائه میدهند؛ بلکه آن چیزی است که پس از پایان دوره مسئولیت، در زندگی مردم، زیرساختهای استان و سیمای آینده البرز باقی میماند.




