به گزارش روشنای راه، پویا پارسا، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی البرز اظهار کرد: سیلاب عظیمیه را نمیتوان صرفاً یک رخداد ناشی از شرایط جوی دانست؛ بلکه برای شناخت ابعاد این حادثه باید مجموعهای از عوامل شامل وضعیت حوضههای آبخیز بالادست، توپوگرافی منطقه، شیب زمین، الگوی توسعه شهری و ظرفیت شبکه جمعآوری و هدایت آبهای سطحی بهصورت یکپارچه بررسی شوند.
وی با تفکیک سه مفهوم بارش، رواناب و سیلاب افزود: بارندگی زمانی به مخاطره تبدیل میشود که حجم و سرعت جریان آب از ظرفیت طبیعی زمین برای نفوذ، ذخیرهسازی یا انتقال ایمن آن فراتر برود. در حادثه عظیمیه، حرکت آب همراه با گلولای، شن، ماسه و قلوهسنگ به سمت خیابانها نشان داد که شرایط بالادست میتواند بهطور مستقیم بر ایمنی معابر و سکونتگاههای شهری اثر بگذارد.
این پژوهشگر مدیریت شهری ادامه داد: چنین رخدادهایی ضرورت توجه به یک «سامانه یکپارچه آبخیز ـ شهر» را آشکار میکند؛ سامانهای که در آن، وضعیت طبیعی و مدیریتی مناطق بالادست از زیرساختهای شهری و شرایط محلات پاییندست جدا نیست و هرگونه اختلال در این زنجیره میتواند پیامدهای گستردهای به همراه داشته باشد.
شدت بارش و ویژگیهای زمین؛ دو عامل تعیینکننده در سیلاب
پارسا با تأکید بر اینکه ارزیابی خطر سیلاب نباید تنها بر آمار کلی بارندگی روزانه متکی باشد، گفت: در مطالعات هیدرولوژیک، شدت بارش در بازههای زمانی کوتاه، شیب زمین، میزان نفوذپذیری خاک و گستردگی سطوح آسفالت و سایر پوششهای نفوذناپذیر اهمیت ویژهای دارند.
وی تصریح کرد: برای تحلیل دقیق یک حادثه باید مشخص شود چه حجمی از آب، در چه مدت زمانی و با چه سرعتی از چه مسیری عبور کرده و شبکه هدایت آبهای سطحی تا چه اندازه توانایی انتقال ایمن آن را داشته است. پاسخ به این پرسشها میتواند مبنای شناسایی نقاط ضعف و اولویتبندی اقدامات اصلاحی قرار گیرد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به شرایط جغرافیایی کرج خاطرنشان کرد: جریان طبیعی آب به مرزهای اداری و محدودههای تعریفشده در طرحهای شهرسازی محدود نمیشود. ازاینرو، اگر توسعه کالبدی شهر موجب مسدودشدن مسیرهای طبیعی آب شود یا دهانه پلها و آبروها به دلیل انباشت زباله و رسوبات ظرفیت خود را از دست بدهند، احتمال ورود رواناب به معابر و بافتهای مسکونی افزایش مییابد.
مدیریت چندلایه؛ راهبردی برای کاهش خسارات سیلاب
پارسا راهکار اساسی مقابله با سیلاب را استقرار نظام مدیریت چندلایه عنوان کرد و گفت: این رویکرد باید از حوضههای آبخیز بالادست آغاز شود و تا شبکه هدایت آبهای سطحی در محدوده شهری ادامه یابد.
وی توضیح داد: در لایه نخست، کنترل فرسایش، تثبیت بسترها و مدیریت رواناب در بالادست اهمیت دارد. در بخشهای میانی نیز میتوان با بهرهگیری از حوضچههای آرامش و سازههای مناسب، سرعت جریان را کاهش داد و بخشی از آب را بهطور موقت مهار کرد. در مرحله نهایی، هدایت ایمن آب مازاد از طریق ترکیبی از زیرساختهای متعارف شهری و راهکارهای سبز، میتواند به کاهش فشار بر معابر و شبکه دفع آب کمک کند.
این پژوهشگر مدیریت شهری با اشاره به بررسیهای دانشگاهی درباره آسیبپذیری مناطق شمالی کرج افزود: اکنون ضروری است نتایج مطالعات علمی در فرآیندهای اجرایی و تصمیمگیری شهری جایگاه مشخصی پیدا کند و نقشه جامع خطر سیلاب بهعنوان یکی از لایههای پایه در صدور پروانههای ساختمانی، تعیین کاربری اراضی و اولویتبندی بودجه پروژههای عمرانی مورد استفاده قرار گیرد.
وی تأکید کرد: پیوند مطالعات دانشگاهی با برنامهریزی شهری، ارتقای زیرساختهای هدایت آب و حفاظت از مسیرهای طبیعی جریان رواناب میتواند زمینه کاهش آسیبپذیری مناطق شهری را فراهم کند. حرکت به سوی مدیریت علمی و پیشگیرانه سیلاب، فرصتی برای افزایش ایمنی شهروندان و توسعه پایدار کرج است.




