به گزارش روشنای راه، این نخستین روز خبرنگاری است که پس از شهادت رهبر فقید انقلاب اسلامی برگزار میشود و همزمان، کشور در مقطعی حساس از تاریخ خود قرار دارد؛ مقطعی که در آن، حوادث مختلف، تهدیدها، فشارهای بیرونی و اتفاقات امنیتی، ضرورت نقشآفرینی مسئولانه رسانهها را بیش از گذشته نمایان کرده است.
اصحاب رسانه در یک سال گذشته، روزهای آسانی را پشت سر نگذاشتند. از شرایط دشوار اقتصادی و دغدغههای همیشگی معیشتی گرفته تا بحرانها و حوادثی که کشور را درگیر کرد؛ از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا دیگر رخدادهای تلخ و ناگوار، خبرنگاران در تمام این مقاطع در کنار مردم، مسئولان و مجموعههای مدیریتی استان ایستادند و تلاش کردند با اطلاعرسانی دقیق، روایت درست واقعیتها و تقویت امید اجتماعی، نقش تاریخی خود را ایفا کنند.
در شرایطی که توطئهها و فشارها علیه کشور همچنان ادامه دارد و فضای عمومی جامعه نیازمند آرامش، انسجام و امیدآفرینی است، رسانهها بیش از هر زمان دیگری مسئولیت سنگینی بر دوش دارند. خبرنگاران البرزی نیز در این مسیر، با وجود همه محدودیتها و دشواریها، تلاش کردند در کنار مدیریت استان و مجموعههای خدمترسان، روایتگر تلاشها، پیشرفتها و البته مسائل و دغدغههای مردم باشند.
اما روز خبرنگار را نمیتوان تنها با چند جمله تبریک، چند قاب عکس و مراسمی تشریفاتی به پایان رساند. روز خبرنگار، بیش از آنکه روز تقدیر از خبرنگار باشد، روزی برای بازخوانی جایگاه رسانه، مسئولیت جامعه در برابر خبرنگار و البته بازنگری در نسبت مدیران و مسئولان با «نقد» است.
خبرنگار، صرفاً کسی نیست که خبر را از یک دستگاه اجرایی دریافت و منتشر کند؛ خبرنگار، چشم بیدار جامعه است. جایی که همهچیز خوب به نظر میرسد، خبرنگار باید بتواند بپرسد «آیا واقعاً همینطور است؟» و آنجا که تصمیمی نیازمند اصلاح است، باید بتواند بدون هراس از تبعات حرفهای و شخصی، آن را نقد کند.
اما پرسش اینجاست؛ آیا ما واقعاً برای شنیدن نقد آمادهایم؟
سالهاست از رسانه مستقل، مطالبهگر و مسئول سخن میگوییم، اما گاهی کوچکترین نقد، به جای آنکه فرصتی برای اصلاح تلقی شود، به عنوان تقابل، تخریب یا بیانصافی تعبیر میشود. رسانهای که قرار است آینه جامعه باشد، اگر قرار باشد تنها تصویری را نشان دهد که مدیران دوست دارند ببینند، دیگر آینه نیست؛ ویترینی است که واقعیت را پشت قابهای زیبا پنهان میکند.
خبرنگار قرار نیست روابط عمومی هیچ دستگاهی باشد. قرار نیست صرفاً اخبار افتتاح پروژهها، نشستها، تقدیرها و دستاوردها را بازنشر کند. رسالت رسانه، دیدن بخشهای کمتر دیدهشده جامعه است؛ شنیدن صدای شهروندی که شاید به اتاق یک مدیر دسترسی ندارد، طرح پرسشی که شاید خوشایند نباشد و بیان مشکلی که شاید انتشار آن، آرامش ظاهری یک مجموعه را بر هم بزند.
امروز خبرنگار با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکند؛ از مسائل معیشتی و نبود امنیت شغلی گرفته تا دشواری دسترسی به اطلاعات، بیثباتی اقتصادی رسانهها، هزینههای سنگین فعالیت حرفهای، محدودیتهای دسترسی به منابع خبری و گاهی برخوردهایی که نه با شأن خبرنگار سازگار است و نه با فلسفه وجودی رسانه.
در چنین شرایطی، نمیتوان از خبرنگار انتظار داشت قهرمانانه در میدان اطلاعرسانی بایستد، اما ابزار، امنیت و پشتوانه لازم برای انجام مأموریت حرفهایاش را در اختیار او قرار نداد.
خبرنگار، «مصرفکننده خبر» نیست؛ تولیدکننده سرمایه اجتماعی است.
وقتی رسانهای درباره یک پروژه شهری سؤال میپرسد، وقتی درباره کیفیت یک خدمت عمومی تردید ایجاد میکند، وقتی از وضعیت یک محله، یک مدرسه، یک بیمارستان، یک کارخانه یا یک تصمیم مدیریتی انتقاد میکند، الزاماً در برابر آن مجموعه قرار نگرفته است؛ بلکه در بسیاری از مواقع، در کنار همان مجموعه و برای اصلاح امور ایستاده است.
نقد، دشمن مدیریت نیست؛ یکی از ابزارهای مدیریت صحیح است.
البته رسانه نیز باید بداند که آزادی، بدون مسئولیت معنا ندارد. نقد باید مستند، منصفانه، دقیق و به دور از تسویهحساب شخصی باشد. خبرنگار حرفهای میداند که قلم او میتواند امید بسازد یا بیاعتمادی ایجاد کند. بنابراین همانقدر که باید از حق رسانه برای پرسشگری دفاع کرد، باید بر اخلاق حرفهای، صحت اطلاعات و حفظ حرمت اشخاص نیز تأکید داشت.
اما نمیتوان از رسانه مسئولیت خواست و در مقابل، حق پرسشگری را از آن گرفت.
نمیتوان خبرنگار را هنگام انتشار خبر مثبت، «همکار رسانهای» دانست و همان خبرنگار را هنگام طرح یک پرسش انتقادی، «منتقد مغرض» خطاب کرد.
نمیتوان رسانه را در روز خبرنگار بر صدر نشاند و در روزهای دیگر، درِ اتاق تصمیمگیری را به روی آن بست.
نمیتوان از خبرنگار خواست صدای مردم باشد، اما صدای خود او شنیده نشود.
خانه مطبوعات و رسانههای استان البرز، خود را بخشی از این خانواده بزرگ میداند و معتقد است حمایت از خبرنگار صرفاً با برگزاری مراسم روز خبرنگار و اهدای لوح تقدیر محقق نمیشود.
حمایت واقعی از خبرنگار یعنی ایجاد بستر مناسب برای فعالیت حرفهای، تسهیل دسترسی به اطلاعات، احترام به جایگاه رسانه، تقویت امنیت شغلی، توجه به معیشت اصحاب رسانه، فراهمکردن زمینه آموزش مستمر و مهمتر از همه، پذیرفتن این واقعیت که خبرنگار حق دارد سؤال کند؛ حتی اگر سؤال او سخت باشد.
ما امروز بیش از هر زمان دیگری به رسانههای حرفهای، مستقل، اخلاقمدار و مطالبهگر نیاز داریم. رسانهای که نه بلندگوی مسئول باشد و نه بلندگوی مخالف مسئول؛ بلکه بلندگوی حقیقت و منافع عمومی باشد.
در استان البرز، خبرنگاران در سالهای مختلف در سختترین شرایط، از بحرانها و حوادث گرفته تا مسائل اجتماعی، اقتصادی و شهری، در میدان اطلاعرسانی حضور داشتهاند. بسیاری از آنان با امکانات محدود، اما با مسئولیتپذیری بالا، چراغ رسانه را روشن نگه داشتهاند.
شاید بد نباشد در روز خبرنگار، به جای آنکه تنها از خبرنگاران بخواهیم «امیدآفرین» باشند، خودمان نیز بخشی از شرایط امیدآفرینی را فراهم کنیم.
خبرنگار زمانی میتواند امیدآفرین باشد که احساس کند دیده میشود، شنیده میشود و برای گفتن حقیقت، تنها نیست.
روز خبرنگار، روز کسانی است که گاهی برای یافتن یک حقیقت، ساعتها جستوجو میکنند؛ برای گرفتن یک پاسخ، بارها تماس میگیرند؛ برای انتشار یک گزارش، از آسایش خود میگذرند و گاهی تنها چیزی که در اختیار دارند، یک قلم، یک دوربین و وجدان حرفهایشان است.
بیایید امسال در روز خبرنگار، به جای آنکه فقط از خبرنگار تقدیر کنیم، به او حق بدهیم.
حق پرسیدن.
حق نقد کردن.
حق مطالبهگری.
حق دسترسی به اطلاعات.
حق داشتن امنیت شغلی.
و حق آنکه وقتی قلمش را برای دفاع از منافع عمومی به حرکت درمیآورد، بداند جامعه و مسئولان، پشت سر او ایستادهاند.
خبرنگار اگر قرار است دیدهبان جامعه باشد، باید خودش نیز از امنیت و حمایت برخوردار باشد.
و شاید بهترین تبریک روز خبرنگار این باشد:
اگر از نقد رسانه ناراحت میشویم، پیش از آنکه خبرنگار را متهم کنیم، یکبار از خودمان بپرسیم؛ آیا مسئله از قلم اوست یا از واقعیتی که قلم او نشان داده است؟
روز خبرنگار مبارک؛
به همه آنان که هنوز به حقیقت، مسئولیت و قدرت کلمه ایمان دارند.




