به گزارش روشنای راه، آزاد آهنگران افزود: انتقال میدان تقابل از آسمان به دریا، صرفاً یک جابهجایی تاکتیکی نیست، بلکه تغییری بنیادین در هندسه قدرت و الگوهای جدید مواجهه راهبردی محسوب میشود. به گفته آهنگران، محاصره دریایی در ادبیات نظامی ابزاری برای اعمال فشار حداکثری و قطع شریانهای اقتصادی و لجستیکی به شمار میرود، اما این ابزار تنها زمانی کارآمد است که طرف مقابل در زمین تعریفشده بازی کند.
عضو کمیسیون دانشجویی استان البرز تصریح کرد: بازیگر هوشمند، صرفاً قواعد نبرد را تغییر نمیدهد، بلکه میدان درگیری را بازتعریف میکند. ایران نیز با درک این شکاف راهبردی، عرصه تقابل را از حوزهای که برتری تکنولوژیک در آن تعیینکننده بود، به حوزهای منتقل کرده که پیچیدگی جغرافیایی و ناهمگنی محیط نقش محوری در آن ایفا میکند.
آهنگران خاطرنشان کرد: در محیط دریایی، بهویژه در مناطق نیمهبسته و دارای گلوگاههای استراتژیک، مزیت صرف تکنولوژی کاهش یافته و ترکیبی از تاکتیک، چابکی و شناخت محیط جایگزین آن میشود. وی تأکید کرد که سواحل گسترده، جزایر متعدد و آبراههای باریک، امکان اجرای تاکتیکهای نامتقارن و بازتعریف توازن قدرت را فراهم میسازد.
وی ادامه داد: از منظر نظریههای نوین امنیتی، این تغییر را میتوان در چارچوب «جنگ هیبریدی» تحلیل کرد؛ جایی که مرز میان نبرد کلاسیک و نامتقارن از میان برداشته میشود و هدف اصلی، افزایش هزینههای عملیاتی و فرسایش تدریجی توان طرف مقابل است.
مدیر امور دانشجویی دانشگاه خوارزمی همچنین با اشاره به تأثیر این جابهجایی بر فرآیند تصمیمسازی راهبردی، بیان کرد: در محیط دریایی، سطح عدم قطعیت به شکل محسوسی افزایش مییابد و تهدیدها ماهیتی متحرک، پراکنده و پیشبینیناپذیر پیدا میکنند؛ موضوعی که چرخه تصمیمگیری را مختل و کارایی سامانههای پیشرفته را کاهش میدهد.
آهنگران در پایان تأکید کرد: آنچه امروز در تحولات منطقهای مشاهده میشود، تنها یک واکنش نظامی نیست، بلکه نوعی نوآوری در تفکر راهبردی به شمار میرود؛ جایی که «هوشمندی محیطی» جایگزین «برتری سخت» شده و جغرافیا از صحنه جنگ، به یکی از بازیگران اصلی آن تبدیل میشود.




