به گزارش روشنای راه، بازدید از پل آسیبدیده B1، در حالی انجام شد که افکار عمومی انتظار شفافسازی، پاسخگویی و ارائه برنامهای دقیق برای جبران خسارات و زمانبندی بازسازی را داشت، اما آنچه دیده شد، تکرار همان ادبیات کلی و وعدههای آشنا بود؛ وعدههایی که پیشتر نیز شنیده شدهاند اما خروجی ملموسی برای مردم البرز نداشتهاند.
نکته قابل تأمل در این سفر، نه صرفاً محتوای آن، بلکه نحوه مدیریت رسانهای آن بود؛ جایی که بهجای حضور خبرنگاران محلی و رسانههای رسمی استان، برخی چهرههای غیررسمی و بلاگرها در قاب روایت این سفر قرار گرفتند. این انتخاب، بیش از آنکه به شفافیت کمک کند، شائبه «نمایشی بودن» این سفر را تقویت کرد؛ گویی هدف، ثبت تصاویر خاص و تولید محتوای تبلیغاتی بوده، نه پاسخگویی به مطالبات واقعی مردم.
در این میان، سکوت استانداری البرز و بهویژه مجموعه روابط عمومی آن، پرسشبرانگیزتر از همیشه به نظر میرسد؛ نهادی که باید حلقه اتصال میان مردم، رسانهها و مسئولان باشد، اما در این رویداد عملاً به حاشیه رانده شده است.
اما پرسش جدیتر متوجه نمایندگان استان البرز در مجلس شورای اسلامی است؛ آیا بیاطلاعی از چنین سفری پذیرفتنی است؟ یا آنکه این غیبت، نشانهای از کمرنگ بودن نقش نظارتی و مطالبهگری آنان در سطح استانی است؟
اگر نمایندگان در جریان این سفر نبودهاند، این خود یک ضعف جدی در جایگاه آنان تلقی میشود و اگر در جریان بودهاند اما سکوت اختیار کردهاند، این سکوت جای تأمل بیشتری دارد. مردم البرز انتظار دارند نمایندگانشان در چنین بزنگاههایی، نه تماشاگر، بلکه مطالبهگر و پیگیر حقوق استان باشند.
آنچه امروز بیش از هر چیز به چشم میآید، فاصله معنادار میان «نمایش» و «واقعیت» است؛ فاصلهای که اگر پر نشود، اعتماد عمومی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار خواهد داد.




