به گزارش روشنای راه، امروز در چهلمین روز عروج ملکوتی رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای و همراهانش و نیز دانشآموزان معصوم مدرسه میناب، دلها هنوز در بهت آن فقدان بزرگ ایستادهاند؛ اما در پس این اندوه، نوری روشن از امید و ایستادگی دیده میشود، گویی این خونها، نه برای خاموشی، که برای روشنتر شدن چراغ آینده بر زمین ریخته شدهاند.
رهبر شهید، نماد صبر و بصیرت بود؛ صدایی که در هیاهوی تهدیدها، آرام و استوار از عزت یک ملت سخن میگفت.
او رفت، اما راهش در ذهنها و دلها باقی ماند، راهی که با واژههایی چون استقلال، کرامت و پیشرفت معنا مییابد.
در کنار او، فرماندهانی که میدان را ترک نکردند و مردمی که پشت میدان ایستادند، تصویری از یک ملت یکپارچه ساختند؛ ملتی که در سختترین لحظات، قامت خم نکرد.
در میان این روایت بزرگ، نامهایی کوچک اما عظیم میدرخشند؛ دانشآموزان مدرسه میناب، کودکانی که هنوز دفترهایشان بوی آرزو میداد و نیمکتهایشان گرم حضورشان بود.
آنها نه در میدان جنگ، که در کلاس درس به شهادت رسیدند؛ اما خونشان، درسی شد برای همه تاریخ، درسی از مظلومیت، از حقیقت، و از اینکه دشمن حتی از روشنایی کلاسهای درس نیز هراس دارد.
اربعین، فرصتی است برای بازخوانی آنچه گذشت؛ نه برای ماندن در غم، بلکه برای ساختن فردا، چهل روز گذشته، اما صدای آنان خاموش نشده است.
در هر قلمی که مینویسد، در هر قدمی که برای آبادانی این سرزمین برداشته میشود و در هر نگاهی که به آینده دوخته شده، ردپای آنها دیده میشود.
شهدا، پایان یک زندگی نیستند؛ آغاز یک مسیرند.
مسیری که با خون نوشته شده و با ایمان ادامه مییابد. امروز، اگرچه جای خالیشان حس میشود، اما حضورشان در جان این سرزمین جاری است.
آنها رفتهاند تا بمانند؛ تا یادآور شوند که راه عزت، هزینه دارد، اما مقصدش، سربلندی یک ملت است.
اربعین، تجدید بیعت با همین راه است؛ با راهی که از کلاسهای ساده یک مدرسه در میناب تا بلندای رهبری یک ملت امتداد یافته است، راهی که میگوید: اگرچه پیکرها میروند، اما حقیقت میماند. اگرچه صداها خاموش میشوند، اما پیامها در تاریخ طنینانداز خواهند شد.
و ما، در این میانه، تنها یک مسئولیت داریم؛ ادامه دادن؛ ادامه راهی که با خون نوشته شده، با ایمان حفظ شده و با امید به آینده سپرده میشود.




