محمود عزیزی، مدیر مسئول:
داغی که زمان از حافظه ایران پاک نمیکند
میناب امروز دوباره عزادار شد؛ نه برای وداعی تازه، بلکه برای بدرقه ۶۲ قطعه از پیکر پاک دانشآموزانی که روزی با رؤیای درس، آینده و زندگی راهی مدرسه شدند و اکنون، پس از گذشت زمان، تنها نشانی از آنان بر دوش مردم این شهر تشییع شد.
به گزارش روشنای راه، صحنههای امروز، تنها یک مراسم تشییع نبود؛ روایت مادری بود که به جای در آغوش گرفتن فرزندش، قطعاتی از پیکر او را در آغوش کشید. روایت پدرانی که هنوز چشمانتظار بازگشت فرزندانشان بودند و امروز، با چشمانی اشکبار، آخرین وداع را انجام دادند. این تصاویر، قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد و نشان میدهد که برخی داغها هرگز کهنه نمیشوند.
میناب؛ زخمی که هنوز تازه است...
شهدای مدرسه «شجره طیبه» میناب، تنها قربانیان یک حمله نبودند؛ آنان نماد معصومیتی هستند که در آتش خشونت و جنگ سوخت. کودکانی که دفتر و مدادشان باید از رؤیاهای فردا پر میشد، اما نامشان در دفتر افتخار و شهادت ثبت شد.
میناب امروز به همه یادآوری کرد که زمان، اگرچه میگذرد، اما از عمق اندوه خانوادههای شهدا نمیکاهد. اشک مادران، سکوت سنگین تشییع و بغض مردم، گواه آن است که این زخم هنوز التیام نیافته است.
حفظ یاد این شهیدان، تنها ادای احترام به گذشته نیست؛ بلکه مسئولیتی تاریخی برای پاسداشت حقیقت، عدالت و جلوگیری از فراموش شدن جنایتی است که آینده یک نسل را هدف قرار داد. خون دانشآموزان بیگناه، امانتی بر دوش وجدانهای بیدار است؛ امانتی که نباید در هیاهوی روزگار به فراموشی سپرده شود.
میناب امروز دوباره گریست؛ و ایران، بار دیگر با داغ فرزندانش عزادار شد. برخی زخمها با گذر سالها التیام نمییابند؛ تنها عمیقتر میشوند و در حافظه یک ملت برای همیشه باقی میمانند.