محمود عزیزی، مدیر مسئول:
بهار آمد، اما دلها هنوز در سوگ عزیزان ایستادهاند
نوروز میرسد؛ همان بهارِ کهن که قرنهاست بر شانههای تاریخ این سرزمین مینشیند و با خود، عطر نو شدن، امید و آغاز را میآورد. نوروز، فقط تغییر فصل نیست؛ تجدید عهدی است با زندگی، با مهربانی و با آیندهای که باید آن را بهتر از گذشته ساخت.
به گزارش روشنای راه، اما امسال، در کنار این همه شکوفه و روشنایی، داغی سنگین بر دلها نشسته است. دلهایی که با نام شهیدان، با یاد مظلومیت مردمی بیگناه، و با خاطره روزهایی تلخ، به سوگ نشستهاند. مدرسه میناب، و فراتر از آن، تمام ایران، در غم از دست دادن عزیزانی فرو رفته که قربانی خشونت و کینه دشمن شدند.
چه سخت است تبریک گفتن نوروز، وقتی بغضی در گلو مانده؛ وقتی لبخندها نیمهکارهاند و چشمها هنوز بارانیاند. اما شاید فلسفه همین نوروز باشد؛ که در دل تاریکی، چراغی روشن کنیم. که در اوج اندوه، به زندگی سلامی دوباره بدهیم.
امسال، نوروز را با دو حس به استقبال میرویم:
با قلبی اندوهگین برای شهیدانمان، و با امیدی استوار برای آیندهای روشنتر. یاد آن عزیزان، نهتنها از خاطر ما پاک نخواهد شد، بلکه چراغ راهی خواهد بود برای ادامه مسیر.
و در این میان، نفرت و انزجار از دشمنانی که آرامش مردم را هدف گرفتهاند، بیش از هر زمان دیگری در دلها شعلهور است. آنان که بذر خشونت میکارند، بدانند که این ملت، ریشه در تاریخ دارد؛ با هر زخم، استوارتر میشود و با هر داغ، متحدتر.
نوروز امسال، نوروز همدلی است؛ نوروز ایستادگی، نوروزی که در آن، دست در دست هم، هم یاد شهیدان را زنده نگه میداریم و هم زندگی را، با همه زیباییهایش، ادامه میدهیم.
سال نو مبارک؛
با امید به صلح، با آرزوی آرامش، و با عهدی دوباره برای ساختن فردایی شایسته این مردم.